باغ تماشا
دوشنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩٠
قورباغه ... نظرات() 

   یه عالمه قورباغه هست قرار است قورت بدهم. ترسم  از این است که موقع قورت دادن فحش بشنوم. این جا  ادم بنویسم تا جرئتی پیدا کنم برای قورت دادن و کمی هم شاید فحش خورم ملس شود.

   قورباغه یک :تماس با دوست عزیزی که هزار بار زنگ زده و من هزار جواب ندادم.

   قورباغه دو  :تماس با مادر دوستی که زنگ زده و من جواب ندادم و تا دوستم از کانادا میاد عین احمقا میرم انجا تلپ میشم.

   قورباغه سه:تماس با یکی از  پیمانکارای شرکت  که بسکی زنگ زده خواهرم و مادرمو هزار بار برده عروسی.

   قورباغه چهار:تماس با یه فروشنده که 20 تومن بهش دادم تو اردیبهشت و یه گلدوم سفارش دادم و هی زنگ میزنه تکلیف معلوم کن .

    

چهارشنبه ٥ بهمن ۱۳٩٠
قحطی ... نظرات() 

   توی تاکسی بودم . ادمها از گرانی ارز و دلار میگفتند .یکی از مسافرا گفت:یکی از سران گفته تا شش ماه دیگه قحطی میشه.

   راننده تاکسی خندید و گفت :قحطی شده تو خبر نداری .و بعد با تا سف گفت: من و  زن و دو تا بچم ظهر ماست و شیره  خوردیم. این یعنی قحطی .تو هم تا  دو سه ماه دیگه ماست  و شیره میخوری و خندید.

چهارشنبه ۱٤ دی ۱۳٩٠
یا یوگا معجزه میکتد تا من ... نظرات() 

  دیروز از مدیرم مرخصی گرفتم .امروز مهمان دارم و طب معمول همه کارها باید دقیقه نود  انجام میشد.

  دیشب مدیر زنگ زد من تهرانم و تلویحا گفت :مرخصی نروم.چند تاره منصوب شده باید به ندایش لبیک میگفتم .

  خوب من هم شدم کوزت از 8 شب تا 3 صبح .شام و تمیز کاری .

  عصر کلاس یوگا بودم مربی گفت:یوگا انرژی را بالا میبرد . حالا تا معجزه یوگا بود  یا من یه آدم بی کله خر کار معجزه گرم.

سه‌شنبه ۱۳ دی ۱۳٩٠
شعار ... نظرات() 

  دو سه روزی است با بچه های مرکز روزی یه شعار روزانه داریم

  امروز شعارمان "بخشش" بود دیروز "اولین کار مهمترین کاره" و روز قبل "آسون بگیر".

 کلا همه اش هم جواب داد یه موردی پیدا می کردیم توش بخورونیم .

یکشنبه ۱۱ دی ۱۳٩٠
قرار نیست همیشه بهاری بود. ... نظرات() 

    از  امروز رفته ام توی لاک خودم .این جور موقع ها  تلفن هایم را جواب نمیدهم .کمتر حرف میزنم و میتپم توی دل کارهای معمول .

   قبلا ها خیلی غصه این احوالم را میخوردم و به هر دری میزدم  به هر ترتیب هست تیز ویز برگردم سر احوال معمول .احوال ادم خوبه ی قصه که مشکلی ندارد و همه چیزش سر جای خودش است و همه کارش درست است.اما حالا همچین تلاشی نمیکنم با این حالم میمانم تا کم کمک عوض شود .

  قرار نیست همیشه بهاری بود گاهی زمستانی هم لازم است تا تنه ات استزاحتی بکند و ریشه ات نفسی بکشد.

  قرار نیست همیشه بهاری بود.

شنبه ۱٠ دی ۱۳٩٠
شرمنده ... نظرات() 

   تاحالا از دست خودتان شرمنده شده اید یا از خودتان در حد مرگ خجالت کشیده اید.

   من این حال شدم. مردم و زنده شدم . از گنده کاری که کردم و از بی مراقبتی خود .

   کلی با خودم کلنجار رفتم ،کارشاز نشد.

   زنگ زدم به یه دوست عزیر گفت: وقتی گند زدی و میدونی کاری از دستت بر نمیاد .تنها کاری که برات میمونه اینه که برای خوذت دعا کنی.فقط دعا تا به سمتی بری که از کرده خود درس عبرت بگیری و  من بعد بیشتر مراقب خودت باشی .

   و من دعا کردم برای خودم و حالم خیلی بهتر شد خیلی  بهتر .

دوشنبه ۳٠ آبان ۱۳٩٠
رییس رفت ... نظرات() 

   رییس رفت با افتصاح میگن قربونی یکی از پروژه ها شد . میگن این پروزه باید یه قربونی میداد و عضو هییت مدیره و  مدیر عامل قطعا نباید  قربونی می شدند.

چهارشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٠
بارون ... نظرات() 

    امروز هوا بارونیه .رفتم زیر بارون یه دل سیر خیس شدم. ولی بازم دلم میخواد برم زیر بارون یه مرد میخوام بام بیاد زیر بارون و هی نگه سرما میخوریا , سرما میخوریا و کوفت کنه بارونو به دهنم

سه‌شنبه ۳ آبان ۱۳٩٠
فینال ... نظرات() 

   بعد از قذافی سوریه یه پای فینال شد .نمیدونم اون یکی حریفش کیه ؟

دوشنبه ٢ آبان ۱۳٩٠
خوبم حالا فعلا ... نظرات() 

  پام شکسته بود .حالا بهتر شده ولی خوب ورزش نمیرم .یه جفت پوتین کوه میپوشم میرم اداره .تا میشلیدم توجیه داشت ولی حالا مسخره است .غریبه ها هیچی ولی باید برای اشناهایی که نمیدونند ءتوضیح بدم.خوبم حالا فعلا.