باغ تماشا
یکشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸۸
اینترنت ... نظرات() 

   هر روزچند ساعتی پای اینترنتم . و ذهنم هم پر مطلب ؛اما کشش ندارم بیام سراغ وبلاگم .مطالب مثه دود سیگار از تو ذهنم فرتی میره هوا .

    میدونم ماله سانسور چند ده هزار ساله ژنتیکه و من شجاعت اینکه یه ژنه جهش یافته توی وجودم پیدا کنم ندارم .آخه ژن ترسم غالبه آخه اون اصله کاریه .

شنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸۸
یعنی من هم هستم ... نظرات() 

    این سال هم شد سال شروع وب لاگ نویسی .اوالا نوشتن نمیاد.ثانبا نمیشه با ک س ی مشترک شد چون بقیه هم حال ندارند بنویسند .اون بزرگانشون هم که ماه به ماه هیچی .مثل خونه خریدنم شد .آخر گرونی خریدیم و بعد افتاد توی رکود بازار.یعنی سال دیگر بازار خونه رونق میشه تا همه چی رونق بگیره تا بی رونقی بره تا وبلاگها جون بگیرند تا ... تا بهار بیاد سبزه بیاد ....

   اینو نوشتم یعنی منم هستم و حداقل ماهی یه بار بنویسم در ناامیدی بسی امید است   پایان شب سیه سپید است .(مثه بچه ها ...)

پی نوشت ١:امروز روز درختکاریه

پی نوشت ٢ :جلو هر چی رو بشه گرفت ؛جلوی بهار رور نمیشه گرفت و جوانه زدن برگها و اومدن بهارو .