باغ تماشا
دوشنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩٠
قورباغه ... نظرات() 

   یه عالمه قورباغه هست قرار است قورت بدهم. ترسم  از این است که موقع قورت دادن فحش بشنوم. این جا  ادم بنویسم تا جرئتی پیدا کنم برای قورت دادن و کمی هم شاید فحش خورم ملس شود.

   قورباغه یک :تماس با دوست عزیزی که هزار بار زنگ زده و من هزار جواب ندادم.

   قورباغه دو  :تماس با مادر دوستی که زنگ زده و من جواب ندادم و تا دوستم از کانادا میاد عین احمقا میرم انجا تلپ میشم.

   قورباغه سه:تماس با یکی از  پیمانکارای شرکت  که بسکی زنگ زده خواهرم و مادرمو هزار بار برده عروسی.

   قورباغه چهار:تماس با یه فروشنده که 20 تومن بهش دادم تو اردیبهشت و یه گلدوم سفارش دادم و هی زنگ میزنه تکلیف معلوم کن .

    

چهارشنبه ٥ بهمن ۱۳٩٠
قحطی ... نظرات() 

   توی تاکسی بودم . ادمها از گرانی ارز و دلار میگفتند .یکی از مسافرا گفت:یکی از سران گفته تا شش ماه دیگه قحطی میشه.

   راننده تاکسی خندید و گفت :قحطی شده تو خبر نداری .و بعد با تا سف گفت: من و  زن و دو تا بچم ظهر ماست و شیره  خوردیم. این یعنی قحطی .تو هم تا  دو سه ماه دیگه ماست  و شیره میخوری و خندید.